مطالبات معوق
امروز رفتم سراغ پرونده های تسهیلات. مطالبات معوق شعبه یه رقم وحشتناکی. پرونده هایی هست که از سال ۸۰ تا حالا هیچ قسطی پرداخت نکردن و ضامن هاشون هم خوش به حالشون بوده. قرارم این بود که حداقل روزی ۵ تا پرونده رو بررسی کنم و تکلیف معوق هاشون رو روشن کنم . سومین پرونده ای که تماس گرفتم یه آقای تقریبا مسنی بود که اول منکر گرفتن چنین وامی شد اما وقتی دید قضیه جدی تر از این حرفها و راهی برای انکار وجود نداره تسلیم شد که بیاد شعبه تا درباره معوق اش صحبت کنیم. نزدیک های ظهر یه آقا و خانوم مسنی سراغ منو از تحویلدار گرفتن که با اشاره تحویلدار متوجه شدم با من کار دارن . خودشون رو معرفی کردن . همون آقایی بود که گرفتن وامش رو انکار میکرد. داشتم وضعیت شون رو توضیح میدادم که خانومه زد زیر گریه. سکوت کردم . یه کم که آروم شد گفت: این وام برای خرج عروسی پسرم بود که شب قبل از عروسی با موتور تصادف میکنه و می میره و این وام همه اش خرج بهشت زهرا و مراسم تدفینش میشه. بعد از تو کیفش مدارک مربوط به دفن و مجوز پزشک قانونی و اینها رو میریزه روی میز. سکوت میکنم و بعد همدردی و بعد ترش ، باز مطالبات معوق بود که حرف اول و آخر رو میزد! می تونستم نفرت رو توی چشم های پیر اون آقا و خانوم ببینم!
+ پنجشنبه 11 تیر1388   سبزه خانوم
|
